۴شنبه که غروبش برف می اومد ، پیاده رفتم تا میدون آرژانتین (اون موقع هنوز برف نمی اومد ) و دیدم صف تاکسی میدون ونک خیلی شلوغه . ولی چاره ای نداشتم . وایسادم و منتظر شدم . یه ماشین غیر خطی از اون طرف میدون اومد و نوبت ما بود که سوار شیم . یه کمی که تو گاندی رفتیم بالا برف شروع شد و چند دقیقه بعد حسابی تند شد و خلاصه یک ساعت و نیم طول که رسیدیم نزدیکای ونک .

من که دختر بسیار خوبی هستم کرایه مو اولش دادم . پول خرد هم داشتم استثنآ!

یه پسره اومد کرایه شو بده ، به جای 250 تومن کرایه ی معمول 300 تومن داد به یارو ، و چشمتون روز بد نبینه ، راننده هه به حد مرگ برافروختخ شد و شروع کرد داد و بیداد که چرا بیشتر ندادی ! می گفت شما ها خودتون باید شعورتون برسه تو این ترافیک بیشتر کرایه بدین !

خیلی داشت حرف زور میزد . کسی مجبورش نکرده بود مسافر بزنه و اون موقعی هم که ما رو سوار کرد برف نمی اومد که ما بگیم مردونگی کرده و دستش درد نکنه و بخوایم که جبران کنیم !

منم همون موقع پریدم از ماشین بیرون . چون مدیونی اگه فکر کنی این پولای زور از جیب من میره !!! نیشخند