چه ارتباطی میان تکالیف شرعی و انتخابات ریاست جمهوری وجود دارد؟!

 

البته بر همگاه واضح و مبرهن است که شرکت در انتخابات یک وظیفه ملی است و نشانه وجود دغدغه مثبت در فضای جامعه برای تلاش در جهت داشتن زندگی بهتر و آینده ای امیدوار کننده تر است.

ولی اینکه آیا می توان این وظیفه ملی را یک وظیفه شرعی هم خواند یا نه، هنوز جای بسی تفکر تامل و تفحص باقی است.

البته باید توجه داشت که در طول تاریخ، گاهی بنا به شرایط لازم می شده که بعضی مسائل نه چندان شرعی را با احکام شرعی مرسوم یا منسوخ کنند که بحث در مورد چرا و چگونگی و درستی و نادرستی این احکام در این مقام نمی گنجد. ولی چیزی که مسلم است موقعیت هایی که چنین شرایطی را برای حکم دادن ایجاد می کرده اند، قطعا موقعیت های خاصی بوده اند. سوال مهم در اینجا این است که آیا انتخابات ریاست جمهوری هم یک موقعیت خاص است؟!

اگر فرض کنیم حکم شرعی دادن برای انتخابات به منظور جلب مشارکت مردمی باشد، که جای حرف و سخنی نمی ماند.

ولی اگر روزی کسی پیدا شد که بگوید فعالیت انتخاباتی برای یک کاندیدای مشخص یک وظیفه شرعی ماست، آن موقع تکلیف ما و احکام شرعی و انتخابات چیست؟!!!!

یعنی اگر به این آدم مشخص رای بدهیم کار شرعی انجام داده ایم؟! احیانا ثوابی در پی دارد؟!

یا اگر خدایی ناکرده به فرد دیگری رای بدهیم، کار غیر شرعی انجام داده ایم؟! در نتیجه گناهی مرتکب شده ایم؟!

آیا برای مقوله رای دادن می توان شرعی بودن یا شرعی نبودن را معیار سنجش کاندیداها قرار داد؟!

آیا افرادی که تنها معیارشان برای انجام دادن یا ندادن کارهایشان شرعی بودن یا نبودن آن هاست، اصلا کار شرعی را از غیر شرعی تشخیص می دهند؟! یا اصلا صلاحیت کافی برای تشخیص فرد مناسب برای نشستن بر مسند ریاست جمهوری را دارند؟!

آیا اصلا کار شرعی کردن از پر کردن است؟!

حالا اگر فرض کنیم فردی که همه چیز را از منظر شرعی بودن یا شرعی نبودن نگاه می کند همه جوانب را به درستی می سنجد و انتخاب درستی، البته از دیدگاه خودش دارد! در اینجا این سوال پیش می آید که آیا این فرد منتخب اصولا خود آدم شرعی است یا کارهایش شرعی است یا اعتقاداتش شرعی است یا آیا اصلا می داند شرع چیست ؟!!! یا می پندارد که هر چه از اصول پاکیزگی جسمی (و شاید روحی و اخلاقی) دورتر باشیم شرعی بودنمان بیشتر است و شرع همین است و بس؟!!! و آیا این نهایت شرع شناسی اوست؟! یا اندیشه ای فراتر وی را به کاندید شدن و انتخاب شدن و تلاش برای هرچه شرعی تر کردن همه چیز سوق داده است؟!

حالا از همه این ها بگذریم، شاید افرادی باشند که این فرد مشخص را حقیقتا شرعی بدانند (تعریف شرعی بودن با خودشان)، آیا وظیفه شرعی که به گردن ایشان است (به زعم خودشان) مبنی بر تلاش برای بر مسند قدرت نشاندن این آقای منتخب شرعی، آیا اجازه دارند برای رسیدن به این مهم دیگران را غیر شرعی خطاب کنند؟!

باز هم اینجا موضوع صلاحیت برای سنجش شرعی بودن یا نبودن پیش می آید که به دلیل ذیق وقت از توضیح واضحات اجتناب می کنم.

در آخر اینکه همه می دانیم که هر کسی حق دارد و وظیفه دارد که به بهترین شکل بیندیشد و به بهترین ها عمل کند و بهترین ها را به دیگران هم معرفی کند. و اندیشیدن و انتخاب کردن حق همه است!

ان شاء الله که به نیکی بیندیشیم و بهترین را انتخاب کنیم!