تولدت مبارک !

شايد يه کم مسخره باشه ... شايدم جالب !
ولی تقصير من چيه که هر کدوم ۱ ماه بعد از اون يکی به دنيا اومدن ...
منظورم تاريخ تولد خواهرم ، خودم ، پدرم و مادر عزيزمه !
آخه امروزم قراره تولد مامانمو بهش تبريک بگم . البته اين يکي هم از قاعده ی نخوندن وبلاگ بنده مستثنا نيست ، ولی با اين حال چه کنم که بايد انجام وظيفه کنم .
تو مطلب قبلی يه تبريک کوچولو و بدون تآخير گفتم ، ولی به خاطر جوِ عصبی نوشته ام تصميم گرفتم بی خيال جشن تولد بشم .

اما امروز می خوام متنی رو که به مناسبت تولد خودش نوشته ، قاچاقی اينجا بنويسم .
با اينکه خودش اصلآ دوسش نداره و لی در اينجا علاقه ی شخصی مهم نيست !!!!!!!


من امروز زاده شدم . يادم نمی آيد آسمان چه رنگی بود . اما می توانم حدس بزنم که يا آبی بود يا خاکستری و يا سياه !
لابد فکر می کنيد خيلي با هوشم . شايد درست فکر می کنيد ، شايد هم غلط . اما هر چه که هست ، همين است .
من در روز تولدم کلی هم گريه کردم . اما هر چه فکر می کنم نمی دانم چرا ؟؟؟
با اينکه مرا به آغوش گرم مادر سپردند اما باز از چيزی به سختی ترسيده بودم . امروز هر چه فکر می کنم يادم نمی آيد چرا !!!
اکنون سالها از آن روز می گذرد . آسمان آبی است ، درست هم رنگ چشمانم . اثری از ترس و وحشت گذشته در من نيست . اما هنوز گاهی گريه می کنم !!!


به زيبايی چشمانت سوگند می خورم که به اندازه ی همه ی دنيا دوستت دارم !!!07.gif03.gif

/ 2 نظر / 7 بازدید
babak

تولدشو از قول من هم تبريک بگو. در ضمن مثل اينکه دست به قلمش هم خوبه ها. نظرت چیه به عنوان کادو یه وبلاگ آبی براش درست کنیم. از نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد و زن نالیده اند، اینم در مورد متن !

آرش

من با بابک موافقم. يه وب لاگ براش درست کنيد به عنوان کادو ی تولد!