چشمان مهتاب ...

تو مي ری تا که نبينه کسی روی ماهتابت
تا کسی راهی نبينه تو چشای آفتـــابت
اما من چی پس بگو تا بميرم برای ماهـــت
ماه پاک آســـمونی که پر از گلای ساکت
ای پرنده ی هوايــــی من می شم چراغ راهت
راهی که بی تو برايم می شه مثل آئينه ساکت
مهربونی صــــميمی واسه ی گلای باغــــت
اما ای بهــــــــار زيبا نمی دی به ما سلامت
رفتی و کردی تو ابری آسمون قلب پاکـــــت
قلب تو اينجا تو سينه اس سينه ی عاشق زارت


( اما کاش نمی رفتی !!!!!!!!!!!!! )

/ 1 نظر / 9 بازدید
بابك

سلام.واقعا زيباست .نميدونم چی ولی ۱ حس عجيبی بهم ميده .من ديگه اين وبلاگو ول نميکنم.واقعا آفرين