يه خداحافظی موقت ...

من امروز بعد از نزديک دو هفته اومدم تا يه خداحافظی موقت بکنم .
چون منم مثل همه ی اونايی که روزای خوش و واقعآ شيرين مدرسه رو می گذرونن تا ۲۰ دی ماه درگير امتحانام می شم و فرصتی برای وبلاگ نوشتن ندارم .
ولی اگه کامنتی بذارين چک می کنم .
شعر جديدی که کامل باشه برای نوشتن ندارم . ولی اين يه بيت رو در يک جريان جالب گفتم .
البته شايد خيلی هم جالب نباشه ، ولی به هر حال برای من خاطره انگيز بود


ثمری ز خاک عشقت نرسيد بر خيالم
نگهی ز چشم مستت نرسيد بر نگاهم


يه روز ، تو يه مسابقه ی مشاعره با چند تا دانشجوی خوابگاهی ، يکيشون سر حرف (( ث ))
گيرم انداخت .
فقط من و اون مونده بوديم و خيلی افت داشت که جلوی بابام و دوستاش ،‌بعد از اون همه تلاش به خاطر اين حرف فسقلی و دردسر ساز کم بيارم ... ولی آوردم .
چيزی به ذهنم نرسيد و فقط لبخند زيبای پدرم بهم دلگرمی داد و با اعتماد به نفس قابل تقديری از پله های سن اومدم پايين .
و همون شب در راه برگشت به خونه اين بيت رو گفتم و می دونم که هيچ وقت فراموشش نمی کنم .
با همه ی اينها خيلی دلم سوخت ... يعنی خيلی حيف شد ، می دونم که اگه فقط ۳ - ۴ تا ديگه می گفتيم اون يکی جا می زد ، ولی به هر حال مشاعره هم يه فنی داره .
از اون به بعد هم سعی کردم فنشو ياد بگيرم .

( يادش بخير ، اولين بار که مشاعره کردم ، آخرين حريف باقی مونده ام خانوم خاتمی بود ! )

فعلآ خداحافظ ...04.gif

/ 5 نظر / 6 بازدید
آسمان

سلامم... حيف شد که اون مشاعره رو باختی .... ولی خوب همين که فنش رو ياد گرفتی خوبه ..... اميدوارم امتحاناتت رو خوب بدی ....منتظر برگشتنت هستيم.... بای

آرش

سلام نگار. خوبی؟ اميدوارم امتحاناتو با موفقيت پشت سر بذاری

ثنا

ثنا و حمد تو گويند در زمين و زمان بنفشه سجده کنان و صبا طواف کنان

ثنا

ثنا و حمد تو گويند در زمين و زمان ***** بنفشه سجده کنان و صبا طواف کنان

.

.