خبر جدید !

یه چیزی رو میخوام بگم الان که قبلا نگفتم اینجا ،‌ولی خیلی ها می دونن !چشمک

من و آبجی تا حالا روی هم دوتا بودیم و بسی هم با این دوتا بودنمون حال می کردیم . به همون اندازه ای هم که حال می کردیم دعوا می کردیم و تو سر و کله ی هم می زدیم . خصوصا وقتی اتاقامون یکی بود . تقریبا هیچ ساعتی بدون دعوا و دلخوری نمی گذشت . شاید ماکسیمم ١ ساعت . اونم وقتایی که یکیمون خونه نبودیم . شیطان

یعنی مثلا ممکن بود یکی بیشتر از 1 ساعت خونه نباشه ، ولی بازم دعوامون بشه ...!

به هرحال دو تا بودیم و همونطور که قبلآ گفتم دو تا بودن سخت تر از یکی بودنه و باز همین دو تا بودن از سه تا بودن آسون تره . و ما هم دو تا بودیم و با همه ی مشکلات کوچیک و بزرگ باز هم خوشحال بودیم .

خیلی بیشتر از ما خانواده خوشحال بودن که ما فقط دو تاییم ، فکر کنم بابام هر بار که ما دعوامون می شد پیش خودش فکر می کرده که خوب شد 3-4-5 تا نیستن . و البته فقط گاهی اینو با صدای بلند می گفت که ما از مکنونات قلبیش خبردار بشیم !

حالا ، بعد از 17 سال که از دو تا شدن ما می گذره ، یهو یه نی نی کوچولو تصمیم گرفت بیاد تو خونه ی ما و بشه سومی !

تاکید می کنم که این نی نی دقیقآ خودش تصمیم گرفته و با مشورت هایی که احتمالآ با خدا و بقیه اون بالا داشته ، وقتی دیده کسی دعوتش نمی کنه خودش خودشو دعوت کرده و اومده که بشه عضو خانواده ی ما .

اولش مامانش یه خورده جا خورده بود باورش نمی شد که یه نی نی می تونه به همین راحتی خودشو دعوت کنه و بیاد . ولی یه کمی که گذشت راحت تر با این مهمون تازه کنار اومد و الان دیگه حسابی دوسش داره .بغل

الان که دارم خبر حضور عضو جدید خانواده رو اینجا می نویسم ، تقریبآ 6 ماهشه و خیلی خیلی هم شیطونی می کنه تو دل مامانش . ما هم که کلآ ندید بدید بودیم و واسه بچه های مردم غش و ضعف می کردیم ، حالا دیگه خودتون تصور کنید چقدر در حال خودکشی هستیم از خوشحالی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!قلب

البته باز من خیلی نجیبم ، ولی این   ملی    به مامان میگه وقتی می رم مدرسه دلم واسه نی نی تنگ میشه . وقتی هم که میاد مراسم قربون صدقه رفتن و اینا دارن که ما دخالتی نمی کنیم !

و البته در نظر داشته باشین که اختلاف سنی من و نی نی از اختلاف سنی من و مامان بیشترهنیشخند

همین نیشخند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

/ 6 نظر / 9 بازدید
آبان

سوک سوک من اول شدم! ببین این برای این سومی نگرانم. آخه قراره زیر دست سرکار و واییییییییی خدای من ملی جان بزرگ شه![ناراحت] می دونی وحشتناکه!

آریانا

وای چه ناز اینا هم از طرف من برای نی نی گولی[ماچ][ماچ]

دختر نقاش

ای جووونم :× بالاخره لو دادی که دختر! ایشالا قدمش برای همتون خیر و مبارک باشه [لبخند]

رانا

شاد باشید اگر به نقاشی هم علاقمند دارید سری به بولاگ من بزنید.

آبان

خبر جدید تر اینه که من اجلال جلول می نمایم! ببین فرش قرمز یادت نره می دونی که روی آسفالت درب و داغون شهرتون قدم زدن برام سخته![شوخی]

رضوان

سلام دوست بروزم تشریف بیاورید امر به معروف ونهی ازمنکر بزودی نامه ای به اسم بیداریه درباره بدحجابی درج خواهد شد [گل][گل][گل]