16

١- کاش حد اقل تکلیفم با خودم روشن بود!

٢- امروز اهالی شرکت تصمیم گرفتن دیزی بخورن. و دیدنی بود قیافه هاشون بعد از اینکه اون همه دیزی بی زبونو ریختن تو خندق بلا ! هر کی از یه وری افتاده بود و ناله می کرد از دل درد ... و ترافیک آنجا (همانجا دیگه) بسی مزدحم تر از تونل رسالت!

من که نخوردم نیشخند

/ 1 نظر / 8 بازدید
دختر نقاش

هی دختره من به تو و کلاسای دانشگاهت کاری ندارم از نظر من و قوانین دانشگاهی میتونی تا سه جلسه هر درس رو غیبت کنی و من هم به خاطر رفاه حال همسفران عزیز سفر یک شبه رو تغییر دادم یک روزه از صبح کله ی سحر تا بوق سگ!! به همین خاطر معافیتت رو اصلآ نمی پذیرم و اگر اوکی شد برنامه همراه خودمون می بریمت..